محمود محمدی نکایی بازی آخر ۲۸ سال و ۶ ماه بعد از آخرین باری که ناهید با شلیک بیژن مرده بود، بیژن کلتش را به سمت او گرفت. ناهید با چشمی گریان فریاد زد: نه … من اینبار دیگه برات نمیمیرم. بیژن گفت: میمیری ناهید…میمیری. “اگه خودمو به مردن نزنم …
برچسب:
