سبکِ روسیِ نوشتن – بخش سوم

توسط admin

سبک روسیِ نوشتن؛ بر پایهٔ کتاب «شنا در برکه زیر باران» نوشتهٔ جرج ساندرز

ساندرز به تمثیلی معرکه دست می‌زند: «داستان مثل زندگی واقعی شلوغ‌پلوغ نیست؛ مثل میزی است که فقط چند شیء محدود روی آن چیده‌ای.» فرض کنید روی میز یک تفنگ، یک نارنجک، یک تبر و یک مجسمهٔ سفالیِ اردک است. اگر اردک وسط باشد و اسلحه‌ها دورش را گرفته باشند، حس می‌کنیم اردک در خطر است؛ اگر تبر از یک طرف کج افتاده باشد و بقیه پشت اردک باشند، فکر می‌کنیم اردک سردستهٔ ادوات مدرن علیه سنت است! معنای داستان از چیدمان همین چند عنصر محدود، نسبت به هم، درمی‌آید.

حالا روی میز چخوف چه داریم؟ ماریا، سمیون، خانوف و یک رودخانهٔ خروشان بهاری. اصل پیوندیافتهٔ ساندرز این است: الکی و بی‌دلیل چیزی خلق نکن؛ وقتی خلقش کردی، کاری کن اتفاقی اثرگذار و سرنوشت‌ساز رقم بزند. چخوف می‌توانست درشکه را از جاده‌ای صاف بفرستد، اما رودخانه را گذاشت تا عیار آدم‌ها را بسنجد. سمیون مدعی است میان‌بر را بلد است، خانوف محافظه‌کارانه از راه پل می‌رود و سمیون می‌زند به دل آب گل‌آلود.

لطفاً برای دیدن ادامهٔ مطلب، عضو سایت شوید و اشتراک بخرید

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

پیام بگذارید