نقد فیلم «بت» ساختهٔ حمید نعمتالله
یکی از امتیازهای کارگردانی نعمتالله این است که همیشه برای انتقال ایدههایش به گفتوگو و توضیح مستقیم متکی نیست. او در چند موقعیت، لیلا را بهوضوح از اطرافیانش جدا میکند؛ گاه با قرار دادن او در سطحی متفاوت از دیگران و گاه با قاببندیای که پسزمینۀ او را از پسزمینۀ شخصیت مقابل جدا میسازد. این جداییهای بصری صرفاً قابهایی تزئینی و جلوهگر نیستند؛ آنها بر تنهایی شخصیتی تأکید میکنند که هرچه بیشتر در معرض نگاه جمع قرار میگیرد، فاصلهاش با دیگران بیشتر میشود.
این تناقض، یکی از جذابترین وجوه ایدۀ مرکزی فیلم است. شبکههای اجتماعی قرار است آدمها را به هم نزدیک کنند، اما نزدیکی حاصل از تماشا کردن دیگری، الزاماً به همدلی منجر نمیشود. ممکن است هزاران نفر ناظر رنج یک انسان باشند، بیآنکه مسئولیتی در قبال او احساس کنند. حتی ممکن است رنج او، درست به همان چیزی تبدیل شود که مخاطبان را به تماشای بیشتر ترغیب میکند. در چنین وضعی، تنهایی دیگر صرفاً به معنای نبودن آدمها در اطراف یک فرد نیست؛ میتواند درست در مرکز شلوغترین میدان توجه اتفاق بیفتد.
لطفاً برای دیدن ادامهٔ مطلب، عضو سایت شوید و اشتراک بخرید



